صفحه قبل1...67891011صفحه بعد

هر چی بخواهید.
این سایت را حمایت می کنم

فروشگاه آنلاین


هر چی بخواهید.
در این وب شما هر مطلبی رو از هر موضوعی میتونید ببینید.
نويسندگان

وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَّرِيدٍ

و برخى از مردم در باره خدا بدون هيچ علمى مجادله مى‏كنند و از هر شيطان سركشى پيروى مى‏نمايند

 

كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَن تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ

بر [شيطان] مقرر شده است كه هر كس او را به دوستى گيرد قطعا او وى را گمراه مى‏سازد و به عذاب آتشش مى‏كشاند

 

إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِّنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّن السَّمَاء مَاء لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدَامَ

[به ياد آوريد] هنگامى را كه [خدا] خواب سبك آرامش‏بخشى كه از جانب او بود بر شما مسلط ساخت و از آسمان بارانى بر شما فرو ريزانيد تا شما را با آن پاك گرداند و وسوسه شيطان را از شما بزدايد و دلهايتان را محكم سازد و گامهايتان را بدان استوار دارد

 

يَا بَنِي آدَمَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ

اى فرزندان آدم زنهار تا شيطان شما را به فتنه نيندازد چنانكه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون راند و لباسشان را از ايشان بركند تا عورتهايشان را بر آنان نمايان كند در حقيقت او و قبيله‏اش شما را از آنجا كه آنها را نمى‏بينيد مى‏بينند ما شياطين را دوستان كسانى قرار داديم كه ايمان نمى‏آورند

 


[ چهارشنبه 07 تیر 1391 ] [ 01:47 ] [ علیرضا فیاضی ]

در مورد جهنم ابتدا با آوردن چند آیه بحث را شروع می کنیم:

وَلَوْ شِئْنَا لَآتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَاهَا وَلَكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ

و اگر مى‏خواستيم حتما به هر كسى [از روى جبر] هدايتش را مى‏داديم ليكن سخن من محق ق گرديده كه هر آينه جهنم را از همه جنيان و آدميان خواهم آكند


قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْؤُومًا مَّدْحُورًا لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ

فرمود نكوهيده و رانده از آن [مقام] بيرون شو كه قطعا هر كه از آنان از تو پيروى كند جهنم را از همه شما پر خواهم كرد


مَّن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاء لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا

هر كس خواهان [دنياى] زودگذر است به زودى هر كه را خواهيم [نصيبى] از آن مى‏دهيم آنگاه جهنم را كه در آن خوار و رانده داخل خواهد شد براى او مقرر مى‏داريم


جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ

[در آن سراى هلاكت كه] جهنم است [و] در آن وارد مى‏شوند و چه بد قرارگاهى است


لَهُم مِّن جَهَنَّمَ مِهَادٌ وَمِن فَوْقِهِمْ غَوَاشٍ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ

براى آنان از جهنم بسترى و از بالايشان پوششهاست و اين گونه بيدادگران را سزا مى‏دهيم


وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِيرًا

و [تا] مردان و زنان نفاق‏پيشه و مردان و زنان مشرك را كه به خدا گمان بد برده‏اند عذاب كند بد زمانه بر آنان باد و خدا بر ايشان خشم نموده و لعتشان كرده و جهنم را براى آنان آماده گردانيده و [چه] بد سرانجامى است


ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَلاَ تَجْعَلْ مَعَ اللّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتُلْقَى فِي جَهَنَّمَ مَلُومًا مَّدْحُورًا

اين [سفارشها] از حكمتهايى است كه پروردگارت به تو وحى كرده است و با خداى يگانه معبودى ديگر قرار مده و گرنه حسرت‏زده و مطرود در جهنم افكنده خواهى شد


وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ ائْذَن لِّي وَلاَ تَفْتِنِّي أَلاَ فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُواْ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ

و از آنان كسى است كه مى‏گويد مرا [در ماندن] اجازه ده و به فتنه‏ام مينداز هش‏دار كه آنان خود به فتنه افتاده‏اند و بى‏ترديد جهنم بر كافران احاطه دارد


الَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَلَى وُجُوهِهِمْ إِلَى جَهَنَّمَ أُوْلَئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ سَبِيلًا

كسانى كه به رو درافتاده به سوى جهنم رانده مى‏شوند آنان بدترين جاى و گم‏ترين راه را دارند


[ چهارشنبه 07 تیر 1391 ] [ 01:46 ] [ علیرضا فیاضی ]

نماز چه ویژگی هایی دارد؟

 در برداشت کلی از چگونگی به جای آوردن نماز،باید گفت که تمامی نماز های واجب و مستحب در شریعت اسلام به جز نماز میت،از اعمالی متناوب تشکیل شده است که در واقع تکرار یک واحد عبادی به نام رکعت است و هر رکعت مجموعه ای از یک قیام همراه قرایت،رکوع ، ودو سجده با مراعات آدابی در انتقال یک عمل به عملی دیگر است. از آنجا که در بیشتر نمازها در هر رشته از اعمال متناوب ،تنها یک رکوع وجود دارد ،رکوع به عنوان واحد شمارش شناخته شده و رکعت از همین کلمه مشتق شده است.

به جز نماز تک رکعتی وتر ،یک رکعت به خودی خود عبادتی تمام شده(کاملی) تلقی نمی گردد و هر نمازی در شریعت مرکب از 2 ، 3 ، و یا 4 رکعت است و تنها با پایان یافتن شمار مکرر رکعت ها ، قابل سلام دادن و خاتمه دادن است.

نماز های واجب اینهاست:

نماز های یومیه(روزانه)، در صورت تحقق نمازهای جمعه و عیدین، نماز آیات که به هنگام کسوف ،خسوف و زلزله و هر چه باعث هول و هراس عمومی گردد،خوانده شود،نماز طواف و نماز میت و نمازهایی که از طریق نذر و عهد و سوگند بر مکلف واجب شده باشد.

نماز های یومیه  (17 رکعت) ، به عنوان اجلای نماز ،باید در 5 نوبت خوانده شود که از میان آنان،نماز صبح دو رکعت،نماز مغرب سه رکعت و نماز های دیگر سه نوبت(ظهر،عصر و شام) هر یک چهار رکعت دارند.وقت نماز صبح از طلوع فجر صادق است تا طلوع خورشید،از ظهر شرعی(زوال) تا غروب آفتاب وقت نماز های ظهر و عصر است،از ظهر به مقدار زمانی که برای خواندن نماز ظهر لازم است  و هم چنین نزدیک غروب ،به مقدار زمانی که برای خواندن نماز عصر لازم است،زمان مختص هر یک از این دو نماز  و فاصله ی  میان آنان،زمان مشترک است،همچنین از رغروب آفتاب (از بین رفتن سرخی در مشرق پس از پنهان شدن قرص خورشید) تا نیمه شب شرعی،وقت نماز های مغرب و عشا است. به همان ترتیب که زمان لازم برای 3 رکعت نماز مغرب در آغاز ، و وقت کافی برای 4 رکعت نماز عشا،در پایان زمان مختص هر یک از این نماز ،و باقی زمان مشترک است نماز های 4 رکعتی مسافر دو رکعت است که نماز شکسته خوانده می شود.


[ چهارشنبه 07 تیر 1391 ] [ 01:45 ] [ علیرضا فیاضی ]

معجزه چیست؟

معجزه عبارت است از کار خارق العاده ای که جهات سه گانه زیر در آن جمع باشد:

1.این کارخارق العاده بی اذن خداوند به کلی خارج از حدود توانایی بشر می باشد و هیچکس حتی نوابغ جهان ،نتوانند با اتکا بر نیروی انسانی آنرا بیافرینند.

2.باید توام با دعوی پبامبر باشد ،یعنی آوردنده ی آن به عنوان یک سند زنده ،برای صدق گفتار خود،در دعوی رسالت خود از خدا آنرا انجام دهد.

3.باید توام با تحدی یعنی دعوت به معارضه و مقابله باشد،بدین ترتیب که،از تمام انسانها دعوت کند که اگر می توانند و قدرت دارند مانند آنرا بیافرینند.

بنابراین اگر جهات سه گانه در آن نباشد آن معجزه نیست.

معجزات پیامبران گوناگون مانند حضرت محمد(ص) و حضرت عیسی و موسی به اقتضای شرایط جامعه ی خویش بوده است.

- مانند اینکه در زمان حضرت موسی سحر در آن منطقه رونق بسیار داشت و معجزه ی بزرگ حضرت عیسی این بود که عسای ایشان تبدیل به اژدها گردید.

- دیگری معجزات حضرت عیسی مانند شفای بیماران بود که در آن زمان بیماری های بسیاری در بین مردم به سرعت شیوع پیدا می کرد.

- و معجزه ی پیامبر خاتم،حضرت محمد(ص)، که کتاب قرآن کریم می باشد.ادبیات در آن زمان در شبه جزیره عربستان به اوج خود رسیده بود و هر ساله گردهمایی هایی در این زمینه در آنجا بر گزار می شد و اشعار شاعران برگزیده را در دیوار کعبه آویزان می کردند. قرآن نیز که کلام حق می باشد تاثیر بسیار زیادی بر مردم در آن زمان می گذاشت،زیرا آنها که مفهوم آیه ها را می فهمیدند به پیامبر(ص) ایمان می آوردند.


[ چهارشنبه 07 تیر 1391 ] [ 01:44 ] [ علیرضا فیاضی ]

نبوّت
در جهان بينى الهى نياز انسان به پيامبر، ضرورتى است آه قابل ترديد نيست. اگر جهان هستى
هدفى دارد و در مسير خود خط صحيحى را دنبال مى آند، بايد براى انسان هم آه جزيى از عالم
است راهى روشن و دور از هرگونه خطا و انحراف وجود داشته باشد و اگر نباشد او وصله ناهمرنگ
هستى خواهد بود.
اگر براى آفرينش انسان هدفى وجود دارد و بايد انسان به سعادت ابدى برسد، بدون داشتن
طرحى آامل و جامع، اين هدف عملى نيست و انبيا براى تبيين چنين طرحى آمده اند.
اگر انسان خطاآار است، هشدار دهنده مى خواهد و انبيا همان منذران و هشدار دهندگانند.
اگر انسان مسئول است و بايد در دادگاه عدل الهى پاسخگو باشد، ضرورى است آه بيان آننده اى
هم براى احكام و مسئوليت ها وجود داشته باشد و پيامبران الهى براى اين امر آمد هاند.
اگر لازم است آه انسان خود را بسازد، بايد الگو و مدل داشته باشد و انبيا الگوى انسان آاملند.
اگر انسان بايد براى آينده خود فكر آند، بايد آسى هم باشد آه آينده را براى او تشريح آند.
در اين نوع تفسير و بينش است آه نقش انبيا براى آاروان انسانيّت روشن مى شود و چنين
بينشى تنها در جهان بينى الهى است.
امّا در جهان بينى مادّى آه براى هستى راهى و هدفى معيّن نشده و انسان هم بدون طرح و
نقشه قبلى ساخته شده و پس از چندى رو به نابودى م ىرود، مسأله اى به نام نبوّت مطرح
نيست.
بنابراين، مسأله نبوّت در متن زندگى ما و در خط اصلى قرار دارد، يعنى رسيدن به هدف انسانى و
اسلامى آه تنها از يك راه ممكن است؛ راهى بدون شك و سهو، آن هم از منبع وحى و علم بى
نهايت الهى آه به تمام عوامل سعادت و شقاوت ما آگاهى دارد.
اآنون دنياى علم و صنعت شاهد انواع انحرافات و جنايات افراد و ملّ تهايى است آه چون در خط
انبيا نبود هاند، با اختراعات و اآتشافات خود، جهنّمى ساخت هاند آه مردم را در آن مى سوزانند. آنان
حتّى در آنفران سها و جلساتى آه به نام حمايت از مظلوم برگزار مى آنند از حقّ وتوهاى ظالمانه
برخوردارند و با وجود ميليو نها شكم گرسنه در جهان بودجه هاى ميلياردى صرف مسابقات
تسليحاتى مى آنند و با داشتن انواع وسايل رفاهى باز به مواد مخدّر پناه م ىبرند. با مشاهده
چنين وضعى ترديدى نيست آه انسان به رهبرى معصوم و خطى سالم نيازمند است.

موافقان انبيا
در مقابل دشمنان و مخالفان سرسخت انبيا، مردان و زنانى نيز بود هاند آه به پيامبران ايمان آورده و
به آنان پيوست هاند، بسيارى از آنها به خاطر ايمانشان آزار و شكنجه شده، مجبور به ترك ديار خود
شدند، بسيارى به همراه پيامبران جهاد نموده و در اين راه به شهادت رسيدند و انگيزه ايمان آنها
عشق به خدا و پيامبرش بود.
گروهى تصوّر مى آنند آه علّت علاقه و گرايش مؤمنان به انبيا تنها محروميّت اقتصادى بوده است و
چون انبيا با ظلم و فقر و ستم مبارزه م ىآردند، محرومان گرد آنان جمع مى شدند. اين تصوّر با
واقعيّت هماهنگ نيست، زيرا اين نوع تفسير و برداشت به خاطر ناديده گرفتن فطرت حق جويى در
وجود انسان است و علاوه بر اين، در تاريخ افرادى را م ىيابيم آه وضع مالى خوبى داشتند و هيچ
ستم و فقرى هم در آار و زندگى آنان نبوده است ولى با آمال علاقه مكتب انبيا را پذيرفتند و حتى
مال و رفاه و جان خود را نيز فداى آن راه نمودند؛ نظير آسيه زن فرعون و خديجه همسر پيامبر و... .
پيروان انبيا دو دست هاند:
١- پيروان بى استقامت.
٢- پيروان با استقامت.
پيروان بى استقامت
قرآن آريم در سوره بقره داستانى درباره پيروان بى وفاى يكى از انبياى بنى اسرائيل نقل مى آند آه
ما فشرده آن را در اينجا بازگو م ىآنيم:
گروهى از بن ىاسرائيل آه بعد از حضرت موسى به تحقير و ستم طاغو تها دچار شدند، تصميم
گرفتند عليه ستم قيام آنند، ابتدا نزد پيامبر خود به نام شموئيل رفتند و از او براى تعيين يك فرمانده
لايق آمك خواستند، پيامبرشان فرمود: ممكن است اگر فرمان جهاد و قتل داده شود شما
سرپيچى آنيد، آنها قول استقامت دادند و گفتند: مگر ممكن است با اين همه ستم آه بر ما رفته و
شهرهاى ما به تصرّف مخالفان درآمده و زنان و آودآان ما آواره شد هاند قيام نكنيم ما حتماً
مى جنگيم و تنها تقاضاى ما از شما نصب يك فرمانده لايق است. پيامبر از خدا يك فرمانده لايقى را
براى اين امت بپاخاسته درخواست نمود. دعا مستجاب شد و شخصى به نام طالوت آه از نظر
بدنى و علمى لايق بود از طرف خدا براى فرماندهى مردم به پيامبر معرفى شد، پيامبر نيز او را به
مردم معرفى و منصوب نمود ولى مردم آه عقلشان در چشم و گوششان بود گفتند: اين فرمانده
آه نه سرووضعى دارد و نه نام و شهرتى، ما هرگز زير بار فرمان او نم ىرويم. ما خود را براى مقام
فرماندهى از او لايق تر مى دانيم زيرا ما پول دارتر هستيم!! هرچه پيامبر فرمود آه فرماندهى طالوت
از طرف خدا مقرر شده و آن هم به خاطر آمالات علمى و جسمى اوست، گروهى قبول نكردند و به
همين بهانه از همرزمان خود فاصله گرفتند و آمار انقلابيون آم شد. اين يك آزمايش بود آه گروهى
مردود به جاى گذاشت.
آزمايش دوم اين بود آه طالوت به آسانى آه رياست و رهبرى او را پذيرفته بودند گفت: در راه
مبارزه با طاغوتِ زمان، در يك آزمايش الهى و محاصره اقتصادى قرار مى گيريد، شما به نهر آبى
مى رسيد آه نبايد از آن بياشاميد و هرآه از آن استفاده آند از ما نيست، سرباز شكم پرست در
جبهه جنگ من ارزشى ندارد. البته آشاميدن به مقدارى آه از يك مشت دست تجاوز نكند مانعى
ندارد. انقلابيونى آه قيام آرده و تقاضاى مبارزه داشتند همگى اين شرط را پذيرفتند اما همين آه
زمان عمل فرا رسيد و به نهر آب رسيدند نتوانستند از آن صرف نظر آنند و جز افراد اندآى همه از
آب نهر استفاده آردند.
در اين آزمايش نيز يك دسته مردود شدند و شك مپرستان انقلابى نما از پاى درآمدند.
آزمايش سوم هنگامى بود آه انقلابيون با يك لشكر از نيروهاى دشمن برخورد آردند و در نبرد با
آنان چنان دست و پاى خود را گم آردند و ترسيدند آه فرياد زدند ما حريف اينها نيستيم و پاى از
جبهه آشيدند، و باز هم يك دسته ديگر مردود شدند. اما چند نفرى آه به راستى مؤمن به هدف و
پيرو خط خدا و انبيا بودند هم در مسأله فرماندهى بهانه نگرفتند و هم در آزمايش دوم و آب
نوشيدن، خود را حفظ آردند و هم از جهت روحيه قوى بودند و ترس به خود راه ندادند و با شعار:
. سوره بقره، آيه ٢٤٩ ) « آم من فئة قليلة غلبت فئة آثيرة باذن الله »
به دشمن يورش برده، نوجوانى به نام داوود، فرمانده لشكر آفر را از پاى درآورد.


[ چهارشنبه 07 تیر 1391 ] [ 01:43 ] [ علیرضا فیاضی ]

آیه هایی از قرآن را درباره آفرینش مشاهده کنید:

الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

سپاس خداى را كه پديدآورنده آسمان و زمين است [و] فرشتگان را كه داراى بالهاى دوگانه و سه‏گانه و چهارگانه‏اند پيام‏آورنده قرار داده است در آفرينش هر چه بخواهد مى‏افزايد زيرا خدا بر هر چيزى تواناست


الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ

همان كه هفت آسمان را طبقه طبقه بيافريد در آفرينش آن [خداى] بخشايشگر هيچ گونه اختلاف [و تفاوتى] نمى‏بينى بازبنگر آيا خلل [و نقصانى] مى‏بينى


لَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا وَعْدَ اللّهِ حَقًّا إِنَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ بِالْقِسْطِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ

بازگشت همه شما به سوى اوست وعده خدا حق است هموست كه آفرينش را آغاز مى‏كند سپس آن را باز مى‏گرداند تا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند به عدالت پاداش دهد و كسانى كه كفر ورزيده‏اند به سزاى كفرشان شربتى از آب جوشان و عذابى پر درد خواهند داشت


إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِن مَّاء فَأَحْيَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخِّرِ بَيْنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ

راستى كه در آفرينش آسمانها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز و كشتيهايى كه در دريا روانند با آنچه به مردم سود مى‏رساند و [همچنين] آبى كه خدا از آسمان فرو فرستاده و با آن زمين را پس از مردنش زنده گردانيده و در آن هر گونه جنبنده‏اى پراكنده كرده و [نيز در] گردانيدن بادها و ابرى كه ميان آسمان و زمين آرميده است براى گروهى كه مى‏انديشند واقعا نشانه‏هايى [گويا] وجود دارد


قُلْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ قُلِ اللّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ

بگو آيا از شريكان شما كسى هست كه آفرينش را آغاز كند و سپس آن را برگرداند بگو خداست كه آفرينش را آغاز مى‏كند و باز آن را برمى‏گرداند پس چگونه [از حق] بازگردانيده مى‏شويد


[ چهارشنبه 07 تیر 1391 ] [ 01:41 ] [ علیرضا فیاضی ]

هدف آفرینش چیست؟

آنچه را خدای متعال می آفریند به حسب فرض عقلی یا موجودی است که در لحظه ی وجود،تمام کلمتی را که ممکن است برایش واجب شود.به عبارت دیگر مخلوقات خدا یا مجردند یا مادی و متعلق به ماده.اگر مخلوقی مجرد تام باشد بنا بر فرض عقلی تمام کلمات وجودی را خواهد داشت و دیگر حالت منتظره ای برای او نیست.چنین موجودی مافوق مکان و زمان است، بنابراین تغییر و تحول،انتقال از جایی به جای دیگر و امثال آن در او ممکن نیست.رشد و تکامل و ازدیاد کلمات دراو فرض نمی شود ،هدف وجودی چنین موجودی خارج از او نیست،نمی توان گفت این موجودی که تکامل و رشد ندارد برای چه آفریده شده؟آیا برای کمال دیگری آفریده شده است؟این معقول نیست.

به عبارت دیگر چنین موجودی آفریده می شود برای اینکه رحمت اللهی را دریافت کند  بر حسب مرتبه وجودی اش.دیگر مساله استعداد پیدا کردن  یا شکوفایی استعداد در او مطرح نیست،چون استعدادی ندارد،همه فعلیت است.

ولی اگر موجودی مادی بود ، مادی محض مانند جسمانیات یا مجرد متعلق به ماده مانند نفوس متعلق به بدن، این موجودات هدفی در وجود غیر از اصل وجود دارند یعنی هدف هستی و وجودشان کمالاتی است که کسب می کنند ، در چنین مخلوقاتی می توان گفت خدا اینها را در این ظرف تغییر و تکامل آفریده است  تا به کمالی که لایقش هستند برسند و استعداد فیض بیشتری پیدا کنند ،لیاقت رحمت بیشتری پیدا می کنند.عالمی که ما می شناسیم و با آن سر و کار داریم و به تعبیر قرآن عالمی است جسمانی و مادی که در ظرف مکان و زمان موجود است و دارای تغییر و تحول است،بنابراین ممکن است سوال شود هدف از افرینش اینها غیر از دریافت اصل هستی و رحمت اللهی چیست؟

پاسخ کلی آن این است که آفرینش اینها برای تکامل و استعداد بیشتر است.


[ چهارشنبه 07 تیر 1391 ] [ 01:40 ] [ علیرضا فیاضی ]

آیات زیادی درباره انسان در قرآن آمده است که به برخی از آنان می پردازیم:

وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَؤُوسٌ كَفُورٌ

و اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانيم سپس آن را از وى سلب كنيم قطعا نوميد و ناسپاس خواهد بود


وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَآئِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ

و چون انسان را آسيبى رسد ما را به پهلو خوابيده يا نشسته يا ايستاده مى‏خواند و چون گرفتاريش را برطرف كنيم چنان مى‏رود كه گويى ما را براى گرفتاريى كه به او رسيده نخوانده است اين گونه براى اسرافكاران آنچه انجام مى‏دادند زينت داده شده است


وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولًا

و انسان [همان گونه كه] خير را فرا مى‏خواند [پيشامد] بد را مى‏خواند و انسان همواره شتابزده است


وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَآئِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا

و كارنامه هر انسانى را به گردن او بسته‏ايم و روز قيامت براى او نامه‏اى كه آن را گشاده مى‏بيند بيرون مى‏آوريم


يُرِيدُ اللّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا

خدا مى‏خواهد تا بارتان را سبك گرداند و [مى‏داند كه] انسان ناتوان آفريده شده است


وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ

و به يقين انسان را از عصاره‏اى از گل آفريديم


وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا وَإِن جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ

و به انسان سفارش كرديم كه به پدر و مادر خود نيكى كند و[لى] اگر آنها با تو دركوشند تا چيزى را كه بدان علم ندارى با من شريك گردانى از ايشان اطاعت مكن سرانجامتان به سوى من است و شما را از [حقيقت] آنچه انجام مى‏داديد باخبر خواهم كرد


لَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِينٍ

همان كسى كه هر چيزى را كه آفريده است نيكو آفريده و آفرينش انسان را از گل آغاز كرد


وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ

و در حقيقت انسان را از گلى خشك از گلى سياه و بدبو آفريديم


وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ

و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كرديم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شير باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش كرديم] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است


وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ مِن قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ

و چون به انسان آسيبى رسد پروردگارش را در حالى كه به سوى او بازگشت‏كننده است مى‏خواند سپس چون او را از جانب خود نعمتى عطا كند آن [مصيبتى] را كه در رفع آن پيشتر به درگاه او دعا مى‏كرد فراموش مى‏نمايد و براى خدا همتايانى قرار مى‏دهد تا [خود و ديگران را] از راه او گمراه گرداند بگو به كفرت اندكى برخوردار شو كه تو از اهل آتشى


[ چهارشنبه 07 تیر 1391 ] [ 01:38 ] [ علیرضا فیاضی ]

زرتشت کیست؟

زرتشت پیامبر ایرانی در آذربایجان متولد شد.نام پدرش پوروشسب بود و مادرش به نام دوغدو خوانده می شد.عده ای از مورخین ولادت او را 660 سال پیش از میلاد و عده ای دیگر به استناد پاره ی مطلب اوستا،تولد او را حدود 650 سال پیش از ولادت مسیح می دانند.زرتشت در 20 سالگی به پیامبری مبعوث شد و به علت اختلاف شدید مذهبی که با هموطنان خود داشت ، ناچار جلای وطن کرد و در زمان سلطنت گشتاسب پسر لهراسب پادشاه بلخ،به بلخ رفت.گشتاسب نظرات مذهبی او را قبول کرد و دستور داد تا دوازده هزار پوست گاو را دباغی و کتاب اوستا را با طلای ناب بر روی آن بنویسند.یک نسخه از کتاب اوستا را در آتشکده ی آذرگشسب و نسخه ی دیگر را در تخت جمشید قرار دادند.

اهورا مزدا کیست؟

خدای بزرگ ایرانیان باستان و زرتشتیان،خالق زمین و آسمان و آفریدگان.امشاسپندان و ایزدان نیز آفریننده ی اویند.او در عین قدرت و دانش،منبع خیر و راستی و تقدس و تقواست.

امشاسپند کیست؟

در دین زرتشت به هفت فرشته ی ارجند و مقرب اطلاق می شود:بهمن ،اردیبهشت، شهریور،اسپندارمذ،خرداد،امرداد. در آغاز پیدایش آیین زرتشت، در راس این شش سپندامینو(خرد مقدس)قرار داشت. بعد ها به جای او اهورامزدا را قرار دادند و گاه نیز به جای اهورامزدا سروش را جای داده اند.


[ چهارشنبه 07 تیر 1391 ] [ 01:38 ] [ علیرضا فیاضی ]

آمار ادیان مختلف جهان:

 

 

یهودیت

 

سیکیسم

ابتدایی آفریقای

سنت چینی

بودیسم

هندوییسم

بی دین

اسلام

مسیحیت

22صدم درصد

36صدم در صد

6%

6%

6%

14%

16%

21%

33%

 مسیحیت:با 2.318.914.000 نفر در رده ی اول. اسلام:  1.475.672.000 نفر در رده ی دوم. بی دینان: با1.124.322.000 نفر در رده سوم. هندوییسم:با 983.781.000 نفر در رده چهارم.بودیسم و سنتی چینی و ابتدایی آفریقایی:با 421.620.000 نفر در رده پنجم. سیکیسم:با25.297.000 نفر در رده ی ششم. یهودیت با 15.459.000 نفر در رده ی آخر ادیان جهان.


[ چهارشنبه 07 تیر 1391 ] [ 01:37 ] [ علیرضا فیاضی ]
<< مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

در وبلاگ من می تونید از هر موضوعی مطلبی ببینید.لطفا نظردادن را فراموش نکنید.
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران